تبليغاتX
Web Theme : Www.z-mousavi.Blogfa.com Theme System : BlogFa --> چیزی شبیه خودم...
چیزی شبیه خودم...
*~*~به خانه من پا مگذار~*~*

 

 

جا مانده‌ای از هم‌سفرانت

بر انبوه برگ‌های زرد کز کرده‌ای

و نگاهم می‌کنی

باد بر پرهای نازکت چنگال میکشد

بی‌‌‌تاب می‌شوی

و نگاهم می‌کنی

 

من اما پنجره‌ام را باز نخواهم کرد

فصل کوچ است پرنده کوچک

پر در بالهای هم‌سفرانت بگذار

به سرزمین های گرم سفر کن

اینسوی پنجره

برفی سنگین می‌بارد

وانگشت‌های قندیل بسته‌ام

به سمت تو یخ زده‌اند

 

به خانه من پا مگذار

امروز آخرین فرصت کوچیدن تو است

پرنده کوچک !

پرواز کن

 

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم دی 1385توسط شکریه عرفانی |
*~*~و جهان را دوست بدار~*~*

 

 

دست بکش بر اندامم

که فراز و فرود جهان است

تو را به جان خویش فرا می‌خوانم

و لبریزت می‌کنم از عشق

به آغوشم بگیر

با جهان یکی شو

شادی از اینجا آغاز می‌شود

خلقت از اینجا

مرگ از اینجا

به آغوشم بگیر

و جهان را دوست بدار

جهان را با تمام مزارع تریاک و گندمزارهایش

با خوشه خوشه کلاهک‌های اتمش

                        تاکستانهایش

و مرا دوست بدار

            با غم‌هایم            

            شادیهایم

جهانی هستم که تو را به خویش فرا می‌خوانم

و می‌خواهمت

که لمس کنی عریانی‌ام را

تا آشکار شود

بر تو

حقیقت آیات خداوندگار

هیچ پیامبری جفت خویش را به آسمانها نبرد

من آسمانم

خاکم

دریایم

و تو در آغوش من جاودانه خواهی گشت

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385توسط شکریه عرفانی |
*~*~~*~*

برای دخترکم «سنا»

 

گهواره‌ات را برمی‌دارم

به حیاط می‌برم

در باغچه

زیر آسمان می‌کارم

در مسیر ماهتاب تابت می‌دهم

                        غرب

شرق

                        غرب

شرق

کودکان تمام عالم با لای‌لای من به خواب می‌روند.


 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385توسط شکریه عرفانی |
*~*~موجهای مست~*~*

 

 

در موج‌‌های مست سرگردانم

گوشت‌های تنم را

صخره‌هایی مهیب کنده‌اند

در چنگ چنگ گیسوانم

ماهیان کوچک دریایی

معاشقه می‌کنند

و کوسه ماهی‌ها

دیوانه‌وار جستجو می‌کنند

رگهایی را

که در تمام آبها منتشر شده‌اند

با آخرین موج سرخ‌رنگ

به سویت می‌شتابم

که بر دورترین صخره ایستاده‌ای

 

به آغوشت می‌گیرد موج

می‌ترسی

اما

تنت درقطرات تنم حل می‌شود

می‌نوشمت

و به آبها بازمی‌گردم

«غرق شدن جزئی از دریاست»*

 

ساحل بر دیواره‌های خود ایستاده است

و من هنوز

در موجهای مست سرگردانم

 

 

 

* اقتباس از نزار قبانی

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385توسط شکریه عرفانی |