تبليغاتX
Web Theme : Www.z-mousavi.Blogfa.com Theme System : BlogFa --> چیزی شبیه خودم...
چیزی شبیه خودم...
*~*~معاشقه~*~*

 

معاشقه

 

 

 

ملامتت نمی کنم

برای سگهای لاغری

که هر شامگاه

گلویت را

به تلخی زوزه می کشند

برای پرندگانی

که سالهاست

به اشتباه حتی

مسیرشان با شاخه هایت پیوند نخورده است

برای کرمهایی

که در رگهای آماس کرده ات می لولند

و خونهای گندیده را

لخته

لخته

در خیابانهای متروکت استفراغ می کنند

گناه از تو نبود

اگر که زمان

از پیکرت قلمروی بی آب و علف ساخت

با دیوارهای کاهگلی کوتاه.

 

به همین آسانی محبوبم

گناه از من نیز نیست

اگر

زبان در کامت میگذارم

وبوسه هایم

طعم تگرگ های سرآسیمه ی اسفند ماه را دارند

اگر

 نوازش انگشتانم

سنگینی چکمه های سوارانی را دارد

که برای کشتن تو

 تمام مرزهای تنت را

زیر و رو خواهند کرد.

گناه از من نیز نیست محبوبم.

 

 

 

 



| *| نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388توسط شکریه عرفانی |
*~*~اردیبهشت~*~*

 

 

 

اردیبهشت  ماه تولد ایمان و سنایم است. این سپید کوتاه را به سلامتی این ماه و سلامتی کودکانم میگذارم:

 

 

 

بهار را دوست میدارم

برای  دو گنجشک کوچک اردیبهشت ماهش

که بر شاخه هایم

                       پریدن گرفتند...

 

 



| *| نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388توسط شکریه عرفانی |
*~*~مجازات~*~*

 

 

ببین تفاوت ره از کجاست تا به کجا !

 

 

 

اینطرف: رکسانا صابری

اتهام : جاسوسی برای دولت امریکا

رای دادگاه : هشت سال زندان

 

 آنطرف : پرویز کامبخش

اتهام : گرفتن و انتشار محدود مقاله ای از اینترنت  بانام " آیات زن ستیز در قران "بین تعدادی دانشجو

رای دادگاه :تخفیف مجازات اعدام به بیست سال حبس

 

نتیجه اینکه :

 یعنی هیچ کس نبود به این پرویز کامبخش بگوید: برای اندیشیدن هم باید عزیز دردانه ای چیزی بود ؟ و به او  بگوید آخر تو چه چیزی داشتی که به پشتوانه ی آن خواستی فکر کنی و سخن بگویی؟ مادرت ژاپنی بود که نبود ! پدرت آمریکایی آنهم از نوع ایرانی اش بود که نبود ! کسی که میخواهد کاری بکند باید مثل این رکسانا ی عزیز دردانه پشتش به جاهای خیلی خیلی محکم گرم باشد. زندانی شدن هم اینطوری اش میچسپد به خدا . تو در زندان باشی . رسانه های تمام دنیا روی تو و سلامتی تو زوم کرده باشد مبادا خدای ناکرده از بینی نازنین خون بیاید .تازه از این هم لذت بخش تر اینکه  سه دولت بزرگ هر ساعت برای تعیین سرنوشت تو به  همدیگر دندان نشان بدهند. رئیس جمهور امریکا شخصا برای صحت تو اظهار نگرانی کند . رئیس جمهور ایران دستور رسیدگی مجدد پرونده ات را بدهد در ضمن تاکید بر تامین شرایط مناسب برای آسودگی تو در زندان . و  دولت ژاپن برای دل مادرت لابد ! پیشنهاد میانجیگری بین دو دولت را بدهد برای ختم به خیر شدن پرونده ات. نه اینکه اینطور پشت میله ها جان بدهی و هیچ صدایی برای دفاع از تو از هیچ گوشه ای برنخیزد. آنهم در کشوری و با دولتی که بزرگترین هنرش در این سالها کشتن اهل قلم بوده است. یعنی هیچ کس نبود به تو بگویددر این طویله سر بلند کردن و به بالا نگاه کردن حرام است؟

 

 

 



| *| نوشته شده در سه شنبه یکم اردیبهشت 1388توسط شکریه عرفانی |